حیفم آمد جملات قصارعمیق زیر را از
شادروان دکتر سید حسن حسینی شاعر، نویسنده، محقق و مترجم توانا، برای شما دوستان عزیزم در اینجا نیاورم....با هم بخوانیم :ه
.
ترديد در لحظة خلق هنر، مثل چرت زدن هنگام رانندگي است
موعظه اخلاقي براي هنرمندي كه با فساد به شهرت رسيده، مثل برشمردن فوايد گياهخواري براي يك گرگ كهنهكار است
بله ميتوان در هنر شگردهاي غير اخلاقي را به كار گرفت. همانطور كه با ماشين زبالهكشي هم ميتوان به مجلس عروسي رفت
عظمت روحي يك هنرمند در لحظة برخورد با هنرمندي كه از او بالاتر است ظاهر ميشود
هنر خوب مثل ابري مسافر است كه بيگذرنامه سفر ميكند. هيچ ابري را نميتوان به پاسگاه جلب كرد يا با چكش به قسمتي از آسمان ميخكوب نمود
هيچ هنرمند مؤمني محو جمال هنر خويش نميشود. همانگونه كه هيچ دريايي در خودش غرق نميگردد
هنرمند گمراه مثل پزشك قلابي است كه معمولاً بعد از كشتن چند مريض، قلابي بودنش معلوم ميشود
هنر خوابي است كه هنرمند ميبيند و مخاطبانش هر يك به فراخور حال خويش آن را تعبير ميكنند
غرور مثل سوراخ پنهان در بدنة كشتي، مأمور غرق كردن تدريجي هنرمند است
آنها كه اخلاق را سد راه هنر ميدانند؛ يا دركشان از هنر نادرست است يا از اخلاق، و يا از هر دو
هنر بدون اخلاق يعني چهارپايهاي با سه پايه
نقش مدرك در هنر مثل نقش قندشكن در خياطي است
منتقدي كه در يك اثر هنري فقط عيوب آن را برميشمارد به تعداد خوبيهاي نگفتة آن اثر، دروغ گفته است
مبطلات هنر پنج قسمت است. يك قسمت بياطلاعي از مباني هنر و چهار قسمت ديگر فساد اخلاق هنرمند
اخلاق جادة هنر است و تكنيك مركب هنرمند.برخي با ماشين آخرين سيستم در جادههاي سنگلاخ و مالرو ميرانند و برخي سوار بر الاغ در اتوبان ميتازند
هنرمند مثل كرم ابريشم تا دورهاي را در پيله نگذراند بال پرواز درنميآورد
بهتر است بعضي هنرمندان به جاي شلوغ كردن، با وجدان خويش خلوت كنند
دو خط موازي را از اقليدس بگير و به ذهن هنرمند بسپار تا يكديگر را قطع كنند
خيال، فتيلة چراغ هنر است. اگر آن را خيلي پايين بكشيم چراغ خاموش ميشود و اگر زياد آن را بالا ببريم، دود ميزند
...
و
.
هنر يعني شيرجه رفتن در يك قطره شبنم و احياناً غرق شدن در آن
ejaze mikhastam chand satri dar in khosus ezafe konam.
...na dide gereftane za`fe shakhsi khod faribist
tekrare eshtebahat nadashtane zohure zehn ast
bazi ba kalemat be onwane estedlal ozre badtar az gonah ast
ghabulandane an be jam` jahl ast
ba jam` dar harkat nabudan darmandegist
zabte laze-ha dar sabti khalagh mostalzame e adab ast,
ke bar honarju-ye akasi wajeb mishawad ta dar jam`i dustane ax va tknike akasi ra dar khedmat va dar jahate rawande zendegi gharar dahad.
ta ba padidar kardane haghayegh va neshane vagheiiyatha shayad digar marize be daste faribkari koshte nashawad.
ba tashakor az tawajo e shoma
shirin
:)
حرف درستیه که در هنگام خلق هنر تردید جایز نیست .
یاد نظر برسون در مورد لحظه قطعی تو عکاسی میفتم.
اما اصل حرف من درباره بی اخلاقی احتمالی هنرمنداس.
بهتره که بااخلاق باشن ولی اگه نباشن کار خلق هنرشون لنگ نمیمونه.
ممکنه هنرمندای بی اخلاق آدمای منفوری باشن ولی خودشونو که به اثرشون سنجاق نمیکنن.
اگه بفهمیم که خالق یک اثر هنری آدم پستی بوده ارزش کارش پایین میاد؟
شاید شما هنرمند و مصلح اجتماعی رو برابر هم در نظر گرفته ای که بی اخلاقی هنرمندارو بر نمیتابی.